وبلاگ سیریک در نظر دارد جهت بالا بردن سطح کیفی مطالب خود و جمع بندی لازم در خصوص برنامه های آینده وبلاگ به مدت دو هفته تمامی فعالیت های وبلاگ را تعلیق نماید.
لذا شما خوانندگان عزیز می توانید با ارایه راهکارها و برنامه های مناسب وبلاگ سیریک را جهت بهبود وضعیت خود یاری فرمائید.
از تاریخ 20/5/1387 لغایت 4/6/1387 هیچ مطلبی در وبلاگ سیریک درج نخواهد شد.
با تشکر
راه اندازی کافی نت در کتابخانه سیریک
چند وقت پیش خبری را به اطلاع همشهریان عزیز رساندیم که شورای شهر و اداره آموزش و پرورش قرار است دو رایانه را برای راه اندازی کافی نت در مرکز کتابخانه سیریک به این مرکز اهدا کنند .
خوشبختانه شورای شهر هم همچون اداره آموزش و پرورش به وعده اش عمل کرد و کامپیوتری را که وعده اش را داده بود به این مرکز اهدا کرد تا به زودی شاهد یک کافی نت کوچک در شهر سیریک باشیم .
شب های سیریک سینمائی می شود
در گفتگوئی که چندی قبل با رئیس شورای شهر داشتیم .ایشان هم به این نکته اشاره کردند که به زودی در مرکز کتابخانه سیریک و در سالن آمفی تئاتر آن سینمای شهر سیریک راه اندازی خواهد شد اما تنها مشکل پیش رو را سیستم خنک کننده سالن اشاره نمودند . اما خوشبختانه با پیگیری های شورای شهر و همکاری جناب آقای مهندس آباد این مشکل هم برطرف شد و دو دستگاه کولر قرار است به زودی در این سالن نصب شود.
اهدای تجهیزات رفاهی به درمانگاه سیریک
با توجه به پیگیری های شورا و همکاری آقای یوسف زره زاده ، توسط خیر محترم جناب اقای فایز سلیمانی ، دو دستگاه کولر گازی و یک دستگاه آب سرد کن به درمانگاه سیریک اهدا شد .
امیدواریم شایعه باشد، احتمال تعطیلی دانشگاه پیام نور سیریک برای سال آینده
این هم از آندسته از خبرهائی است که هنوز از سوی هیچکدام از مسئولین دولتی مورد تائید قرار نگرفته است اما خبرهای رسیده حاکی از آن است که اعضای هیات رئیسه دانشگاه پیام نور سیریک نتوانستنه اند مبلغ مطالبه شده دولتی را جهت ادامه کار این مرکز آموزش عالی در منطقه تامین کنند. و ادامه کار این دانشگاه در هاله ای از ابهام قرار دارد .
سید علی میرخلیلی در منطقه بیابان
اما یک خبر ویژه هم از هفته ای که پیش رو داریم و قاعدتا مهمترین خبرهای هفته آینده وبلاگ سیریک را که به نتایج این سفر خواهد پرداخت را در بر خواهد گرفت . سفر سید علی میرخلیلی به منطقه است که از قرار معلوم در هفته آینده وارد سیریک خواهند شد.
جشن بزرگ درسیریک
بزودی قرار است که جشن زیبا و باشکوهی با همکاری کتابخانه عمومی شهر سیریک و شورای اسلامی شهر همراه با حضور گروه طنز و موسیقی در شهر سیریک برگزار گردد این جشن قبل از ماه مبارک رمضان در سیریک برگزار خواهد شد.
چه خبر از وبلاگ سیریک
در هفته ای که گذشت گفتگویی داشتیم با خیر بزرگوار شیخ عبدالجلیل قاسمی که به زودی این گفتگو در قالب زندگی نامه خیر بزرگ منطقه در وبلاگ درج خواهد شد.
و همچنین این گفتگو ها در هفته آتی هم ادامه خواهد داشت با گفتگو با جناب آقای محمد پور دهیار گروگ در مورد مسایل روستای بزرگ گروگ علی الخصوص مسئله اعتیاد وتلاش های صورت گرفته در این روستا
گفتگوی بعدی ما که در هفته آتی انجام خواهد شد گفتگو با شیخ اسماعیلی خواهد بود که به بررسی مسائل و مشکلات دینی موجود در منطقه خواهیم پرداخت
اما یک خبر ویژه هم داریم که به زودی آن را به اطلاع همشهریان عزیز خواهیم رساند منتظر باشید
گفتگو با خیر بزرگوار منطقه
شیخ عبدالجلیل قاسمی
حسن رستمی
متولد سال 1334 در روستای سیریک کهنه ، کودکی را در این روستا و در سال 42 به مرکز بخش و محله کنکی می آید .
6 سال ابتدائی را در مدرسه مولوی سیریک و دوره دبیرستان را نیز 3 سال آغازینش را در آموزشگاه ابن سینا سیریک و سه سال پایانی را در بندرعباس و آموزشگاه ششم بهمن مشغول به تحصیل بوده است.
سال 56 به همراه آقایان حسین زرهی و علی ترکمانی وارد تربیت معلم بندرعباس شدند پس از پایان این دوره 4 سال در خارج از منطقه تدریس نموده است.
دو سال در بیکاء رودان و دو سال در مدرسه شهید علوی میناب
پس از آن به بیابان برگشت و 10 سال متوالی مدیریت در شهید کشوری و جلال آل احمد را عهده دار شد. یعنی تا سال 1372
پس از آن و در سال های 72 الی 79 را در آموزش و پرورش گذراند.
میگوید: " آنجا مسئول کارگزینی و تعاون و انجمن خیریه بودم "
سالهای 79 تا 83 را هم به دور از آموزش و پرورش و در غیرانتفاعی فرهنگ سیریک به مدیریت گذراندو دو سال آخرش را هم در خارج از سیریک و در دبیرستان شهریار و راهنمائی سلمان فارسی میشی به عنوان مدیر و معاون سپری نمود.
او اکنون بازنشسته فرهنگی و رئیس شورای شهر سیریک است.
عامل ورودش به سیاست را آقای پاسلار بیان می کند هرچند که خود رانه سیاسی میداند و نه سیاستمدار
از او می خواهیم که بهترین و بدترین خاطره سیاسی اش را برایمان بگوید؟
میگوید خاطرات شیرین بسیار دارم اما بهترین شان شورای دور اول بود که همه همدل بودیم و همرنگ
می گوید خاطرات تلخم هم کم نیستند اما بدترین آنها در آغاز کار شورای دور دوم رخ داد که همدلی و همرنگی رفت و نفاق آمد و دودستگی
او از وبلاگ سیریک هم خواسته ای دارد ، او از ما می خواهد تا تلاش کنیم برای سیریکی متحد و آباد
اکنون وبلاگ سیریک به نمایندگی از شما همشهریان عزیز به گفتگو با رئیس شورای شهر سیریک در مورد عملکرد یکساله شورای شهر سیریک می پردازد امید است که مورد رضایت شما همشهریان عزیز قرار گیرد.
سوال : سوالاتمون را به بررسی مواردی که در عملکرد شورای شهر اومده آغاز می کنیم ، لطفا در مورد مجهز شدن درمانگاه سیریک به آزمایشگاه توضیح دهید؟
رستمی : خوشبختانه شورای شهر پس از پیگیری های فراوانی که انجام داد توانست آزمایشگاه درمانگاه سیریک را در آذر ماه 86 افتتاح کند و همچنین یکی دیگر از فعالیت هایئی که شورای شهر در طول یک سال اخیر داشته ، پیگیری جهت دولتی نمودن درمانگاه سیریک بود که خوشبختانه مثمر ثمر هم واقع شد و اکنون این داروخانه با نرخ مصوب دولتی آماده ارائه دارو به همشهریان عزیز می باشد.
سوال : سوال بعدی ما در مورد مکاتباتی است که شورای شهر با مقام معظم رهبری داشته و این مورد هم در فهرست عملکرد آورده شده ، میشه این موضوع رو برامون تشریح کنین؟
رستمی: در مورد این هم می تونم این مطلبو خدمتتون عرض کنم که اصل مکاتبات ما با ریاست محترم جمهور بوده است و رونوشتی از آن به نهاد های مهم حکومتی ارسال شده است که از آن جمله دفتر مقام معظم رهبری می باشد .
سوال: در عملکردتون در مورد آمبولانس اهدائی که همچنان در گمرک بندرعباس است و هنوز ترخیص نشده است هم اشاره ای داشتید ، میشه بگین دلیلش چیه این آمبولانس ترخیص نمیشه؟
رستمی: در مورد موانع پیش رو در ترخیص آمبولانس سیریک هیچ مشکل خاصی وجود ندارد. اما چون آمبولانس اهدائی از سوی خیر بزرگوار دو دستگاه بوده است یک دستگاه آمبولانس برای سیریک و یک دستگاه آمبولانس برای انجمن خیریه اهل سنت بندرعباس , که متاسفانه آمبولانس اهدا ئی به آنها با مشکل ترخیص مواجه است و گویا خیری که این دو دستگاه آمبولانس را اهدا نموده است شرطش این بوده که یا اینکه هر دو ترخیص شوند و یا هیچکدام
بر همین اساس ما همچنان منتظر هستیم تا اینکه انجمن خیریه بندرعباس بتونه موانع پیش رو را برای ترخیص آمبولانس ها از بین ببرد.
سوال: راه اندازی خط کشتیرانی و مسافربری در بندر سیریک ؟!
رستمی : ما در مورد این مسئله هم طرحمون را به استانداری دادیم . و این طرح هم اکنون در حال مطالعه است . و هنوز پاسخی به ما مبنی بر رضایت و یا مخافت مسئولین استان با اجرای این طرح داده نشده است.
سوال : شورای شهر در عملکردش به " پیگیری جهت تجهیز پارک دولت " تشاره می کند . اما متاسفانه در پارک دولت سیریک از هیچگونه تجهیزات و امکانات خبری نیست.
رستمی: منظور ما از تجهیزات همین نصب نور افکن ها و فعالسازی فواره ها بوده که فعلا به علت کمبود آب قادر به فعا لسازی آن نیستیم.
سوال : پس منظورتون پیگیری جهت تعمیر پارک دولت بوده نه تجهیز ؟
رستمی : بله میشه گفت ، تعمیر پارک دولت
سوال : در عملکرد سالیانه شورای شهر ؛ به خرید تابلوهای ورودی شهر اشاره شده بود ، انگار قرار نیست این تابلوها از قلب شهر به ورودی شهر انتقال داده بشن
رستمی : حرف شما را قبول دارم که اندکی تاخیر در انتقال این تابلو ها به ورودی شهر وجود داشت اما این قول را من به شما می دهم که این تابلوها به زودی در ورودی شهر زده خواهند شد.
سوال : خبرهائی هم هست مبنی بر اینکه شورای شهر زمینی را در مسیر بلوار ساحلی سیریک اخذ کرده و قرار است پارک ساحلی به مساحت یک هکتار در این مکان احداث شود
رستمی: بله ، خوشبختانه نقشه این پارک ساحلی هم تهیه شده و بودجه ابتدائی آن هم که چیزی حدود یکصد و سی میلیون تومان می باشد تامین شده است ما اکنون در مرحله اجرای مناقصه هستیم که پس از پایان آن به امید خدا ، ساخت پارک ساحلی سیریک هم آغاز خواهد شد.
سوال : برآورد شما از هزینه پایانی این پروژه چقدر است ؟
طبق برآوردهایی که انجام شده پارک ساحلی سیریک حدود یک میلیارد تومان هزینه در بر خواهد داشت که به پیشرفت کار این بودجه به مرور زمان به حساب شهرداری واریز خواهد شد.
سوال: گویا شورای شهر با هیات امنا مسجد صاحب الزمان تعاملاتی داشته که کاری بسیار ارزشمند است اما خیلی از مردم می خوان بدونن که آیا شورا همچین تعاملاتی با علمای اهل سنت هم داشته یا خیر؟
رستمی : شورای شهر تاکنون همکاری با علمای اهل سنت نداشته و اون هم دلیلش بر می گرده به اینکه ما در جلساتی که با این عزیزان داشتیم آنها از ما درخواست هیچگونه همکاری نکردند اما مطمئن باشین اگه در جلساتی که ما با آنها داریم آنها از ما تقاضای همکاری کنند ما با کمال میل خواهیم پذیرفت و با انها همکاری خواهیم کرد.
سوال : در سفر دوم هیئت دولت شورای شهریک سری مصوبات داشته که به ریاست محترم جمهور ارائه کرده است. می خواستم در مورد نتایج اون مردم را مطلع سازید ؟
رستمی: ما در مصوباتی که در جلسات شورای شهر داشتیم و به ریاست محترم جمهور و هیات همراه ارائه دادیم مهمترین نیاز های سیریک امروز را که شامل بیمارستان یکصد تختخوابه ، احداث مجموعه ورزشی ، احداث فرهنگسرا ، کتابخانه ، سالن تئاترو سینما به آنها ارائه دادیم.
سوال : اول می خواستیم در مورد بیمارستان یکصد تختخوابه توضیح بدین ، فکر نمی کنین برای سیریک امروز بیمارستانی با چنین گنجایش محال است که از ردیف بودجه های دولتی تامین بشه ؟
رستمی : چرا اتفاقا ، اما ما وظیفه داریم که بهترین ها را برای سیریک بخواهیم اما همانطور که شما گفتین این مسئله برای مسئولین غیر قابل قبول بود که برای منطقه ای که جمعیت چندانی هم ندارد بیمارستانی با چنین گنجایش ساخته شود اما ما تلاش مان را در جهت ساخت درمان بستر ادامه دادیم که حداقل ظرفیت سی تختخواب را داشته باشد که خوشبختانه مورد رضایت آقای عابدی ریاست دانشگاه علوم پزشکی قرار گرفت.
سوال: اما در مورد احداث مجموعه ورزشی دیگر برای سیریک ؟
رستمی : تلاش هائی در این زمینه هم انجام شده اما اجازه بدین تا زمانی که موضوع قطعیت پیدا کرد آن را به اطلاع شهروندان عزیز خواهیم رساند.
سوال: و احداث فرهنگسرا که گویا زمین آن هم اهدا گردیده است
رستمی : خوشبختانه بحث احداث فرهنگسرا سیریک تقریبا قطعی است و محل احداث ان قرار است در مسیر بلوار ساحلی در زمینی به مساحت دو هزار متر که توسط برادر عزیز آقای عبدالرحمن پژمان اهدا گردیده است ساخته شود .
طبق گفتگوئی که با ریاست محترم فرهنگ و ارشاد استان داشتیم ایشان قول دادند که تا آذر ماه سال جاری کلنگ احداث این فرهنگ سرا را به زمین بزنند.
سوال: و کتابخانه که شاید عجیب ترین مورد از موارد پشنهادی شورا به ریاست محترم جمهور باشد چرا مه به نظر می آید شورای باید دنبال مساله ای دیگر می رفت چرا که ما کمبود کتابخانه نداریم ، کمبود کتابخوان داریم؟
رستمی : حق با شماست متاسفانه در منطقه میزان مطالعه بسیار پایین است اما ما هم باید از فرصت ها استفاده کنیم و اینکه ما تعداد کتابخانه را افزایش دهیم هیچ منافاتی با آمار کتابخوانی ندارد.
سوال : و سالن تئاتر و سینما که قاعدتا یکی از طرح های عالی و کم هزینه شورای شهر است و مطمئنا مورد استقبال مردمی علی الخصوص جوانان قرار خواهدگرفت.
رستمی: خوشبختانه شورای شهر با رایزنی هائی که انجام داد توانست تا حدودی موانع پیش رو را بردارد اما تنها مساله باقیمانده سیستم خنک کننده آمفی تئاتر می باشد که امیدواریم به زودی حل گردد.
سوال: یکی دیگر از موارد عملکرد شورای شهر کاشت نهال در بلوارهای شهری بود که متاسفانه این موضوع را فقط میتوان در برگه عملکرد شورای شهر دید اما در بلوارها خبری از این نهال ها نیست؟
رستمی:این مسئله ارتباط مستقیم با خود شهرداری و بخش خدمات شهری دارد اما تا جائی که بنده مطلعم قرار است تا قبل از مهرماه کاشت این نهال ها که جلو ه ای ویژه به شهر خواهند داد آغاز شوند.
سوال: موضوعی که این روزها بسیاری از جامعه روشنفکران و جامعه دینی منطقه را بسیار آزار می دهد بحث اختلافی است که این روزها جامعه دینی سیریک را در برگرفته است و نتیجه آن برگزاری نماز جمات در دو مسجد استو
اما مساله ای که بیشتر جای سوال دارد این است که در حالی که شورای دور اول که ریاست آن را خود شما برعهده داشتید یکی از موارد عملکرد خود را برگزاری نماز جمعه شهر سیریک را در یک محل بیان می کند اما در دور سوم با وجود ریاست شما این مسئله به گونه ای دیگر رقم خورده و شخص شما با حضور در مسجد کنکی گویا به نوعی از این حرکت حمایت می نمائید؟
رستمی : من هم به نوبه خود بابت همچین مسئله ای متاسفم اما باید بپذیریم که پادرمیانی بنده در این میان هیچ سودی نخواهد داشت و تنها راه برون رفت از این معضل احداث مسجد جامع سیریک میباشد تا بار دیگر مردم سیریک را در کنار هم ببینیم
سوال: اجاره سالن تربیت بدنی یکی دیگر از مسائلی است که متاسفانه هیچکس پیگیر کاهش آن نیست میخواستم بدونم آیا شورا اقداماتی را در این زمینه انجام داده یا خیر؟
رستمی: شورای شهر پیگیرهائی را در این زمینه انجام داد و حتی درصدد بود تا این مبلغ را به صفر برساند و همشهریان عزیز بتوانند از این مجموعه به راحتی استفاده نمایند .اما متاسفانه پیگیری های ما نتیجه ای در بر نداشت .
سوال : بریم سراغ معیار نامگذاری کوچه ها
رستمی: ما سعی کردیم کوچه ها را به گونه ای نامگذاری کنیم که نام آن کوچه رابطه ای با محلی که در ان قرار دارد داشته باشد
سوال: اما فکر نمیکنین در یک بلوار مثل امام حسین ( ع) ، به علت کثرت نام کوچه ها ، و عدم رعایت ترتیب نامگذاری کوچه ها، متاسفانه پیدا کردن نشانی بسیار سخت تر از قبل شده است و بهتر نبود به طور مثال بلواری مثل بلوار امام حسین (ع) نامگذاری کوچه هایش با نام خودش باشد کاری که در تمام شهرها بدین صورت است
رستمی: راستش ما تازه متوجه این موضوع شدیم
سوال: خیلی ها بر این باورند که شورای شهر و شهرداری در ارائه خدمات شهری به شهروندان عزیز تبعیض قائل می شوند آیا شما این موضوع را قبول دارین ؟
رستمی: خیر ، شورای شهر به هیچ وجه این موضوع را نمی پذیرد.
سوال: اما بحث سرویس حمل و نقل شهرداری برای نمازگزان روز جمعه که متاسفانه در شورای دور اول برای مدت کوتاهی راه اندازی شده بود اما متاسفانه تداوم نداشت. آیا شورای شهر اقداماتی انجام داده یا خیر؟
رستمی: این مسئله هم به علت کمبود مینی بوس است و ما قادر به ارائه خدمات همچون سرویس نماز جمعه برای همشهریان عزیز نیستیم اما سعی می کنیم که از همین اتوبوس استفاده کنیم.
سوال: باخبر شدیم که شورای شهر لوح تقدیری را به آقای جعفری به پاس زحماتشان تقدیم کرده است میشه در موردش توضیح بدین ؟
رستمی: شورای شهر لوح تقدیری را به اقای جعفری ریاست مرکز پست سیریک اهدا نموده و آن هم دلیلش تنها این بود که که این مرکز در تمامی روزهای کاری در خدمت همشهریان عزیز بود مسئله ای که سابقا وجود نداشت.
سوال: اما متاسفانه یک سری ایرادات و مشکلات بسیار بزرگ در مرکز پست سیریک وجود دارد آیا فکر به حال آنها هم اندیشیده اید؟
تاکنون که من در خدمت شما هستم هیچ شکایتی از این مرکز نشده اما در صورتی که شکایتی یا اعتراضی از مراکز و ادارات موجود در شهر شود ما قاعدتا پیگیری خواهیم کرد .
سوال: به نظر خودتون شورای شهر اگر به چند مورد از وعده هایی که به همشریان عزیز داده است عمل کند شورائی موفق خواهد بود؟
به نظر من اگر شورای شهر بتواند تا نیمی از وعده هائی را که به شهروندان عزیز قولش را داده است عملی سازد شورائی موفق خواهد بود.
سوال: کلام آخر
رستمی: با تشکر از وبلاگ سیریک که چنین رویکردی را در جهت انعکاس مسائل شهری در پیش گرفته است . و همچنین امیدوارم که روزی فرا برسد که منطقه ای آباد و همدل داشته باشیم.
وبلاگ سیریک هم مراتب سپاس و تشکر خود را از جناب آقای حسن رستمی رئیس شورای شهر سیریک که با وبلاگ سیریک نهایت تعامل و همکاری را داشتند اعلام می دارد.
· ذانُم كه دشَت بي صاحبن
· ذانُم مُلك بي واجِهِن
· دُرُن مَزَن ذَهمي نَيَن
· عَبدي گوشيرَي گورگان
· مالوم كَنِد شير نَرا
· راجاني مير كَمبَرا
· شَيهَي مِنيا نِشتگي
· ما سيم وُ مورتي كاچَرا
· شَيهَن بِنِند وُ پا روَا
· شَكسُن حَوالي دادَگن
· پَوجي سَراوان چنَدِدگ
· مادزُكان دست آدكگن
· ما مكران گنجي دران
· گومير سليمانو لرا
· راجاني مير كمبرا
· ماد و ُمني ماد مَكَهِي
· شيران پَهِل كَن مادرَي
· مَن كه روَان داواگري
· بَلكه نَتَران اِبَري
· شيرت پَهِل بَن بَچ مِني
· اَگَ بَندي بتَرَن بَه پَدا
· بيايَند مِني كُلَي گورَا
· تِي كُوشَي حِكايتَان كِشنَد
· پيران كه ورَنا اَبَيان
· سيري گُودان پوُش اَكَنان
· دَستان دو بَرحِني جَنان
· مورد انِگان مُندِريك اَكَنان
· موتكَي بَدَل هالوُ كَنان
· اِنوخ وُ نوخ سيراَكَنان
· اِنوخي سُلَيمان اَگِران
· تا چون تَيي پيدا كَنان
· اَگه بَندي نَتَران بَ پَدا
· مَن به تَيي رودينَگا
· زَهرَي كَرَگ آف دادَگان
· بي موسِمَي پادت آدكَگن
· پاد آدكَگ وُ بَر بيدَگَ
· بَر بيدَگ وُ بَر شانتَكنَد
· گورَك وُ شَنِكا وارتَكند
· دايَه مِني دوستا بيار
· دَستا مَو كيفو اُكودَگ
· سَي سُحر نَگدين دَر كودَگ
· كه اي صَولَنت تَيي اُ گل پَري
· اُگل پَري اُمه پَري
· اُچهاردَهَي ماهَي گورَي
· جِندرا مِني مَتابگِر
· اُز مَن مَگِر تَه كَم تَري
· زيد بَي گلام بورا بيار
· بورا بَر وُ بورا بيار
· چير ساهَي ليمبورَي بدار
· زيني بَند بَر پُشت ون
· كُرش وُطلاح وُ سينَه بنَد
· جارچين وُ توپچينَي طَوار
· هَر كَس بِكَشي اِنتظار
· حونا كَنِد بر من حلال
· هر چِلان و ارتَند جَن طلاك
· زالِش كَنِد ماد وُ گهوار
· در كَپت سُلَيمان بَه زَكار
· گِپتي مُو بورَي اَورَشام
· كُو اَرَوَي اُمَي مُراد
· كُو اَرَوَي اُمَي چراگ
· لاشارياني شب چراگ
· حَدان گريب گوراَكَنَي
· بابُو مِني بابُو مِني
· بِل كَن لَطيفَي گِريَگا
· ساندَي دِلان سُست اَكَنَي
· سستَي دِلان جَنگ اَنبي
· من چوشُن به مِحراب لرا
· چو حاجي به حِجَي گِندَگا
· دُرَي رَسولَي زيارتان
· ديرن جَگيني تاو وُ پيچ
· مُژدان كَنِد راه به سَديچ
· راه بَه سَديچ جيكَندَگِن
· چين گوَر من وُ چوُن گوَر مزار
· تَنك وَ سَديچ بيدَن دُچار
· مانند اِستين كه آتك
· ما چلَدِن آچار هزار
· ما شصتَدِن آ شصت هزار
· اُو چوريان اُو موريان
· دير بَيت مِني راهَي سَرا
· سَر كوندي َالگِد مو دِلا
· حونت هولَك اَبَند بَُه دَفا
· بَس كَن اُ اَحمَك بُ دَفا
· چوري نَيَنت موري نَيَنت
· مير كَمبَرَي و دريا دِلَن
· دريا دل وُ پولاد جگر
· بنت وُ دهانَي واجِهَن
***
· مير كَمبَر وُ مير شَهسَوار
· اِبُرزُو الله ها بچار
· سوتكِد بَلوچاني دوَار
· كَولَن كه بَندان بَهر كَنان
· نيمِش تَيي آفيار و داندُرُش كَنان
· حَكَند كه بَندينَت تَيي
· لَجَند وُ ناموسَند مِني
· حون رَگند هَپُشتَگي
برگردان شعر مير قنبر به فارسي
شعر مير قنبر يك شعر حماسي در زبان بلوچي است داستان از اينجا شروع مي شود تعدادي از زنان و مردان قبيله مير قنبر را به اسارت مي گيرند و مادر مير قنبر كه به شجاعت معروف است(حكايت است زماني كه مادر مير قنبر دختر بوده شبي در يك ميهماني نشسته بوده كه ماري را نزديك به خود مي بيند بدون اين كه جيغ بزند و سر و صدا كند يا بلند شود آهسته سر مار را مي گيرد و آنقدر فشار مي دهد كه مار ميميرد و بدون اينكه كسي متوجه شود وقتي كه مهماني به پايان مي رسد و از خانه بيرون مي رود مار را به گوشه اي پرت مي كند و سليمان (پدر مير قنبر) كه از دور شاهد شجاعت و زرنگي او بود عاشقش مي شود و او را به همسري بر مي گزيند) مي گويد:
· مي دانم كه دشت بي صاحب است
· مي دانم كه ملك بي خواجه و سرپرست است
· صد نفر را به اسارت گرفته اند
· برگرداندن اسرا كاري غير ممكن نيست
· عبدي (يكي از پهلوانان قديمي) از شدت ناراحتي مانند شير مي غرد
· شير شجاع (مير قنبر) را خبر كنيد.
· كه افراد قبيله يا طايفه ات را به اسارت گرفته اند
· و تو اي پادشاه و سرور من (مير قنبر) نشسته اي و خبر نداري
· كه گنجينه و ناموس ما را (طايفه) به اسارت برده اند
· به او بگوئيد اگر آب دستش است به زمين بگذارد و خودش را برسند
· كه من اين خبر را شنيده ام (اسارت افراد طايفه اشان)
· عقل و هوش از سرم پريده است
· دشمنان به حريم ما تجاوز كرده اند
· و مانند دزد ها آمده اند
· و گنج مكران را غارت كرده اند
در اينجا مير قنبر آماده رفتن مي شود به پيش مادرش مي رود و به او مي گويد:
· مادر من مادر عزيز من
· شيرت را حلالم كن
· من كه دارم به جنگ مي روم
· بلكه اين دفعه بر نگردم
مادر مير قنبر در جواب مي گويد:
· شيرم را حلالت مي كنم
· اگر اسيران را آزاد كني
· و خودت حتي اگر زنده بر نكردي
· و اسيران به پيش بيايند
· و حكايت دلاوريهاي و شجاعت تو را بكشند
· اگر پيرم جوان مي شوم
· لباس عروسي ام را به تن مي كنم
· دستهايم را دوباره حنا مي زنم
· انگشترهايم را به انگشت مي كنم
· از نو عروسي مي كنم و زن سليمان مي شوم
· تا يكي مثل تو را بدنيا بياورم
· ولي اگر اسيران بر نگردند
· انگار من تو را بزرگ و پرورش نكرده ام
· مثل اينكه درخت بي ثمر مانند گرگ را آب داده ام
درختي بي ثمر در مناطق جنوبي مي رويد و شيره آن اگر به چشم برسد باعث كوري مي شود
· درختي كه بي فصل يا زمان رويش بوجود مي آيد
· بوجود مي آيد و رشد مي كند
· و گوسفند و بزغاله آن را مي خورند
· در اينجا به سراغ همسرش مي رود و به دايه همسرش مي گويد
· دايه همسرم و مونسم را صدا كن
· دست در جيب كرد
· سه سكه طلا را بيرون آورد
· داد به دست گل پري
· و گفت اين طلاق توست گل پري
( مهريه را قبلاً پرداخت كرده و اين سه سكه را به عنوان سه طلاقه به او مي دهد)
چون در بين بلوچها در طبقات بالا يا خانها رسم بر اين است زني كه شوهرش بميرد يا كشته شود همسرش هر چند كه جوان باشد تا پايان عمرش به شوهرش وفادار مي ماند و شوهر نمي كند و چون مير قنبر علاقه زيادي به همسرش دارد قبل از مردنش زنش را طلاق دهد كه مجبور نشود تا آخر عمر بيوه بماند)
· اي گل پري او ماه رو
· اي كه مانند شب 14 زيبا هستي
· كسي را كه به همسري خود انتخاب مي كني در شجاعت همتاي من باشد
· نبايد از من كمتر باشد بلكه بايد بالاتر از من هم باشد
بعد از همسرش خداحافظي مي كند و خطاب به غلامش مي گويد
· زود باش اي غلام اسب را بياور
· اين اسب خسته را ببر و اسب تازه نفس را بياور
· و آن را زير سايه درخت ليمو ببند
· زين را بر پشت اسب ببند
· و آن را تزئين كن
· سربازان و تفنگ داران را خبر كرد
· و همه آماده شدند و منتظر مير قنبر شدند
· خون خود را بر من حلال كنيد ( چون من شما را به اين جنگ مي برم)
· هر چهل نفر قسم خوردند.
· كه همه اسيران ، ناموس آنها هم هستند براي آزادي آنها همه تلاششان را بكنند.
· در اين موقع سليمان سريع جلوي اسب را گرفت
· يال مانند ابريشم اسب را گرفت
· گفت كه كجا مي روي اي مراد و آرزوي من
· كجا مي روي اي روشنايي چشم من
· كجا مي روي اي روشنايي چشم مردم شهر لاشار
· اگر تو بروي چه كسي مراد گور مي گذارد من به دست غريبه ها تدفين مي شوم
· كمر پدر پير مي شكند
· مير قنبر در جواب پدرش مي گويد:
· پدر من، پدر من گريه نكن
· اشكهاي تو دل مانند كوه مرا سست مي كند.
· و انسان سست دل نمي تواند بجنگد
· علاقه ي من به جنگيدن با محراب لر
· مانند علاقه ي حاجي به حج رفتن
· و يا علاقه ي مسلمان به زيارت رسول
· و بعد از پدرش خداحافظي مي كند و به سوي محراب لر ( كسي كه طايفه مير قنبر را به اسارت گرفته حركت مي كند وقتي نزديك به رودخانه جگين مي رسد به افراد خود مي گويد
· اگر از رودخانه جگين برويم راه طولاني و پيچيده مي شود.
· راه را به طرف كوه سديچ عوض كنيم
· راه سديچ بهتر است
· سپاه مير قنبر از اين طرف كوه سديچ و سپاه محراب از آن طرف
· در نزديك تنگه سديچ به هم مي رسند
· مانند دو توده ابر كه به هم مي رسند
· اگر لشكر مير قنبر 40 نفر بود آنها حدود چهار هزار به نظر مي رسيدند
· و اگر اينها شصت نفر بودند آنها حدود شصت هزار نفر به نظر مي رسيدند
· دو سپاه رو در روي هم قرار مي گيرند و محاب لر براي تمسخر لشكر مير قنبر مي گويد:
· اي جوجه ه ا و اي مورچه ها
· از جلوي راه من دور شويد
· كه زانون ما به سينه اتاق اصابت مي كند.
· و باعث مي شود كه خون بالا بياوريد
مير قنبر عصباني مي شود و در جواب محراب لر مي گويد:
· خفه شو اي احمق و دهانت را ببند
· جوجه و مورچه نيستم
· مير قنبر شجاع و دريا دل هستم
· دلير و شجاع و دريا دل و با دل و جرأت هستم
· سرور و دلاور منطقه لاشار و تمام مناطق اطراف آن هستم
دو سپاه شروع به جنگيدن مي كنند و محراب لر كه خود را در آستانه شكست مي بيند رو به مير قنبر مي كند و مي گويد:
· مير قنبر ، اي پادشاه و اي دلاور
· خدا را در نظر بگير و به ما رحم كن
· همه ي مردان بلوچ را كشتي و زنان را بيوه كردي( همه ي بلوچها را بي خانمان كردي)
· قول مي دهم كه تو را هم بي بهره نكنم (يعني اسيران را با تو قسمت مي كنم)
· نصفشان را به عنوان نديم و كنيز به تو مي دهم
· و نصف ديگر را به عنوان سهم در نزد خود نگه مي دارم
· مير قنبر در جواب مي گويد درست است كه اينها اسيران تو هستند
· ولي غيرت و ناموس من هستند
· خون و رگ و ريشه من هستند و نمي توانم آنها را در بند يا غلامي ببينم.